{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز درختی را دیدم که

امروز درختی را دیدم که
به آرایشگاه میرفت!!
عجله داشت

میخواست موهایش را مش کند
میترسید به فستیوال خزان لبریز
از بوی تو نرسد........‌

راستی چرا
جهان اینقدر با تو خوب
بامن بد که نه!!
بدتر است..............!!
«سپهر رضایی»
دیدگاه ها (۶)

پاییز که می شودخوشحالم.........ریزش برگ ها مرا به تو نزدیک ت...

دیروزعبور تو در کوچه ها وزید!!و هنوز.............دهان پنجره ...

از مهرفقط ماهش می ماند!!بی مهریت همچنان باقیست.........!!

مرد؛آبجی جونم..!!مرد اونه‌که قلبت رو شارژ کنه.........نه سیم...

دختر بابایی پارت چهارم

پارت پنج دیر میزارم ویسگون هنگ داره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط