بی انصاف/
بی انصاف/
یک عمر تو ترانه ساز قلبم بودی
هر روز و شبی طبع بهارم بودی
این غائله بر پا شدنت بهر چه بود
افسون دوچشم ودهنت بهرکه بود
منصبر وقراردادهومدهوش شدم
با هر غزلت سخت فراموش شدم
اندوه گرانی زده ای بر این جان
فریاد زدم سوخته دل ای جانان
گر بازنگردی همهعمرم به فناست
عاشقشدنووصلتتوبیمعناست
پسگوشبدهبهدرداینعاشق مست
این رهرو افتاده به دامت به الست
برگرد و نکوهشم مکن معبد عشق
بگذار که عبادتت کنم قبله عشق
(ندا)
.
یک عمر تو ترانه ساز قلبم بودی
هر روز و شبی طبع بهارم بودی
این غائله بر پا شدنت بهر چه بود
افسون دوچشم ودهنت بهرکه بود
منصبر وقراردادهومدهوش شدم
با هر غزلت سخت فراموش شدم
اندوه گرانی زده ای بر این جان
فریاد زدم سوخته دل ای جانان
گر بازنگردی همهعمرم به فناست
عاشقشدنووصلتتوبیمعناست
پسگوشبدهبهدرداینعاشق مست
این رهرو افتاده به دامت به الست
برگرد و نکوهشم مکن معبد عشق
بگذار که عبادتت کنم قبله عشق
(ندا)
.
- ۷۳۴
- ۰۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط