{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mohªmmª₫

Mohªmmª₫


آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید
و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که
پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود
و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.
دیدگاه ها (۸)

....... یاعلی اکبر(س)بمیریم برات.....خون دل خوردم تا که تو آ...

کاش سهراب اینگونه میگفت:آب را گل نكنید . . .شاید از دور علمد...

بانو..سرت را بالا بگير...تو زيبايي و در هرزماني ميتواني دل ب...

... بس کن رباب! حال تو بهتر نمی شوداین گریه ها برای تو اصغر ...

یادگاری از عشق

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط