حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد ک هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی...
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

✲ گاهی یک صدای ساده برای تو ، واقعاً ساده نیست...✍️ : میسوفو...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆چیفویو☆‌_کیوت و خجالتی ‌...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

My Boy❄

بزارین یکبار ساده بهتون توضیح بدم که جهان بینی من , و دلیل ا...

می‌دونی تلخ‌ترین جای قصه کجاست؟اونجایی که با تمام وجودت به ی...

مطمئنی به سن ازدواج رسیدی؟اگر وقتی پشت خط تلفنش در حال انتظا...

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط