{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد ک هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی...
دیدگاه ها (۱۰)

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

✲ گاهی یک صدای ساده برای تو ، واقعاً ساده نیست...✍️ : میسوفو...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆چیفویو☆‌_کیوت و خجالتی ‌...

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

بزارین یکبار ساده بهتون توضیح بدم که جهان بینی من , و دلیل ا...

چندپارتی تهیونگ

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط