{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی او آمد درهای قلبم را به رویش گشودم

وقتی او آمد درهای قلبم را به رویش گشودم
و همچون کودکی بی ریا و به دور از تزویر با آغوشی باز پذیرایش شدم
غریبه ای را که فرسنگ ها از من دور بود.
او قدم به دنیایم گذاشت اما با سنگدلی شاخه های درخت زندگی ام را شکست
بی آنکه حتی از نگاه مهربان باغبان شرم کند.
پروردگار مهربانم از آسمان نیلگونش نظاره گر بی وفایی هایش بود
و صدای شکسته شدن شاخه هایم را می شنید.
اما من و باغبان با محبتم حتی آفتاب و آب چشمه را به روی نا مهربانی هایش
نبستیم.
به این امید که هم رنگمان شود.
اما او از جنس ما نبود.
او همچون گردباد وزید
شاخه هایم را شکست و شکوفه هایم را پراکند.
به امید آنکه از ما فراتر رود.اما...
دیدگاه ها (۲)

اساطیر یونان, نارسیس(Narcissus) جوان زیبا رو, بالا بلند و رع...

مار رفیقشو نیش زده باید محل نیش بمکه😂😂

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط