{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سکوتم می نویسم تابدانی خستهام

از سکوتم می نویسم تابدانی خسته‌ام
بی‌هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته.ام

بی‌تو بی‌تابی دراین برزخ به‌جانم خمیه زد
من هنوز این بغض را ازرفتنت نشکسته‌ام

با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم
بی تو دارم بی کسی را تازه باور میکنم

ازکلامم‌هرکسی‌شیدایی‌ام راخوانده است
یاد چشمانت مرا از هر نگاهی رانده است

کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود
کاش در تقدیر ما دوری و دلتنگی نبود
دیدگاه ها (۳)

هر کس کہ غریب استخریدار نداردسرڪَشتہ و تنهاستدڪَر یار نداردد...

ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻼﻃﻢ ﺩﺍﺭﺩﺑﺎ ﺧﯿﺰﺵ ﻣﻮﺟﻬﺎ ﺗﻔﺎﻫﻢ...

از دلم دوری نکن دوری برایم خوب نیستاین همه از غصه و غم میسرا...

مـــــن از تــو سهمــی ندارمدلتنگـــمامـــا نمیتـوانـم تـو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط