روزگاری گرگی رامیدریدنهمان سگ هایی میدریدند

روزگاری گرگی رامیدریدن..همان سگ هایی میدریدند...
که از صدای زوزه های گرگ میدویدن
دیدگاه ها (۲)

ای عشق بزن اسم مَرا خط ز کتابتمن بار گران بودم و ...

کُشتی و گذر کردیدستان دعا پشتت...بر گود گلویم ماندجا پای هر ...

خوابهای خوبما را نمی دیدندو همیشه از کنار بالش هایمانچشم بست...

از نظر انسانها سگ ها حیواناتی با وفا و مفید هستند اما از نظ...

واووو

گریه می کرد گرگ وقتی دید سگ بخاطر تکه استخوانی لگد های چوپان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط