{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خرو

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود. قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم..
دیدگاه ها (۱۵)

دختري بود نابيناکه از خودش تنفر داشتکه از تمام دنيا تنفر داش...

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگا...

داستان جديد گذاشتم حتما بخونيد قشنگه دوستان

نظر يادتون نره ?سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می د...

خواب رویایی part: ۶ ...

خـیــانـــت دروغــیـن𝔓𝔞𝔯𝔱²⁴/پارت پایانی_________ــــــ______...

دوستت دارم بیشتر از هر چیزی که فکرشو بکنی … ( part 2 )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط