چه حس غرق فریبی درون چشم تو بود

چه حس غرق فریبی درون چشم تو بود
عجب فراز و نشیبی درون چشم تو بود!

میان این همه رنگ سیاه و آبی و سبز
چقدر رنگ عجیبی درون چشم  تو  بود

تمام  درد  من  از  یک  نگاه  یادم  رفت
چه ساحری! چه طبیبی! درون چشم تو بود

دو چشم ناز تو  را  وقت  رفتنت  دیدم
عجب نگاه نجیبی درون چشم تو بود

اگر چه روی لبت خنده های اجباری
چه گریه های غریبی درون چشم تو بود!

کدام آدم عاشق ندیده از تو گذشت _
برای این که فریبی درون چشم تو بود؟!

#خاصترین
دیدگاه ها (۸)

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

پارت ۹انرژیِ خاکستری مثل سم در رگ‌های ات می‌دوید. تمامِ سلول...

### پارت پنجم: اعتراف در سایه‌هافضای انبار متروکه در سکوت مط...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت ۳۵

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 16 (بخش3) **زاویه دید: هیزل**احترام.* این کلمه تو سرم ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط