{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته شدم از شرح احوالات خود ...

خسته شدم از شرح احوالات خود ...
دلم یک نفر می خواهد ...
که مرا بلد باشد ...
که تا آمدم لب بگشایم ...
بر دهانم دست گذارد و بگوید :
چیزی نگو ... می دانم ...


#محمد_مهدی_سبزیان
دیدگاه ها (۱)

گاهی #حواسم را پرت می کنم ...می افتدجایی حوالی #خیال #توو دل...

حالت چقدر خوب می شودیکی پیدا شودجنسش خالص باشداز آن #ناب های...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

می شود ؟دوباره ...دوست بداریپرستوی خسته ات راومرا تنها نگذار...

ارباب منPart16لیا:اهومی زیر لب گفتم از بغلش بلند شدم و به سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط