{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" دلتنگی"

" دلتنگی"
" اشک"
" بی وفایی"
تعریفش دوحرف است ( تو )
دیدگاه ها (۱)

" عشق"یعنی وقتی که بیقرارت میشم

بی دلیل ناراحت شدناز بزرگترین‌ بدی‌های دوست داشتن زیاده

حرف، حرف می آوردحرف تو اما، اشک....

پس از آن غروب رفتناولین طلوع من باشمن رسیدم رو به آخرتوبیا ش...

رفتی بی وفایی کردی حداقل تو برنگشتنت بی وفایی نمیکردی

تو مادر وفایی، تاج سر ابالفضل... #کربلایی_علی_پوستین_دوز

تعریفش درمورد ایلسو 🫠🫂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط