ویو ملودی :
ویو ملودی :
باز بدبختی شروع شد آخه من چه گناهی کردم باید گیر این خوانواده بیوفتم مامانم که اونطوری هر شب میره زیر خ.ا.ب یه نفر میشه بابام هم که هر شب میره قمار میکنه حالا معلوم نیست که منم قمار میکنه حالا خدا روشکر یه دوست خوب دارم خب دیگه از جام بلند شم تا این مامان نیومده. ( مادر و پدر ملودی رو بااین نشون میدم : م.مل پ.مل)
م.مل : بلند شو دیگه دخترهی هرزه (بلند)
ملودی: باشه مامان آمدم (بلند چون مامان تو آشپز خونست )
م.مل : برو بابات کارت داره (با نیشخند)
ملودی : باشه تق تق (صدای درِ)
پ.مل : بیا تو
ملودی : بابا چیکار داشتی گفتی بیام
پ.مل : ملودی خودت میدونی که من میرم قمار میکنم این دفعه پول کم آوردم مجبور شدم تو رو بدم . ( نکته بابای ملودی ملودی رو دوست داره و الان ناراحته)
ملودی : بابا چی میگی میفهمی( با داد و گریه)
ویو ملودی:
از اون اتاق کوفتی زدم بیرون اه حالم از این زندگی بهم میخوره ترسم به واقعیت پیوست معلوم نیست باهام چیکار کنن حتما کلیه ام رو میکنن و میفروسشن وای خیلی حالم بده .
تق تق
ملودی : کیه ؟
پ.مل : منم دخترم .
ملودی : بیا تو
پ.مل : دخترم امشب میان ترو ببرن
ملودی : باشه بابا (با بغض)
پ.مل : من رفتم .
بابام رفت بیرون الان من فقط یه لباس مجلسی زرشکی دارم همون رو میپوشم .
۱ ساعت بعد :
چقدر خشگل شدم حموم کردم لباس پوشیدم آرایش هم کردم وای چقدر نازم ولی حیف چقدر بدبختم که اینطوری شدم معلوم نیست در آینده چه خبره .
که یهو ....
خماریییی 😁😁
شرط ها :
لایک : ۵
کامنت : ۲ تا
باز بدبختی شروع شد آخه من چه گناهی کردم باید گیر این خوانواده بیوفتم مامانم که اونطوری هر شب میره زیر خ.ا.ب یه نفر میشه بابام هم که هر شب میره قمار میکنه حالا معلوم نیست که منم قمار میکنه حالا خدا روشکر یه دوست خوب دارم خب دیگه از جام بلند شم تا این مامان نیومده. ( مادر و پدر ملودی رو بااین نشون میدم : م.مل پ.مل)
م.مل : بلند شو دیگه دخترهی هرزه (بلند)
ملودی: باشه مامان آمدم (بلند چون مامان تو آشپز خونست )
م.مل : برو بابات کارت داره (با نیشخند)
ملودی : باشه تق تق (صدای درِ)
پ.مل : بیا تو
ملودی : بابا چیکار داشتی گفتی بیام
پ.مل : ملودی خودت میدونی که من میرم قمار میکنم این دفعه پول کم آوردم مجبور شدم تو رو بدم . ( نکته بابای ملودی ملودی رو دوست داره و الان ناراحته)
ملودی : بابا چی میگی میفهمی( با داد و گریه)
ویو ملودی:
از اون اتاق کوفتی زدم بیرون اه حالم از این زندگی بهم میخوره ترسم به واقعیت پیوست معلوم نیست باهام چیکار کنن حتما کلیه ام رو میکنن و میفروسشن وای خیلی حالم بده .
تق تق
ملودی : کیه ؟
پ.مل : منم دخترم .
ملودی : بیا تو
پ.مل : دخترم امشب میان ترو ببرن
ملودی : باشه بابا (با بغض)
پ.مل : من رفتم .
بابام رفت بیرون الان من فقط یه لباس مجلسی زرشکی دارم همون رو میپوشم .
۱ ساعت بعد :
چقدر خشگل شدم حموم کردم لباس پوشیدم آرایش هم کردم وای چقدر نازم ولی حیف چقدر بدبختم که اینطوری شدم معلوم نیست در آینده چه خبره .
که یهو ....
خماریییی 😁😁
شرط ها :
لایک : ۵
کامنت : ۲ تا
- ۱۱۶
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط