ببخشید میدونم دیر گذاشتم
ببخشید میدونم دیر گذاشتم
p۳
و جیهوپ اهمیت نداد و رفت
ات تا صبح بیدار موند و فقط گریه میکرد
ویو صبح
ات: از خواب ساعتم زنگ خرد و بلند شدم جیهوپ نبود و لباس پوشیدن و رفتم دکتر
نکته: ات تصمیم گرفت بدون این که جیهوپ بفهمه بچه رو سقط کنه
ات: سلام آقای دکتر
دکتر: سلام خانم جانگ حال خودتون و بچه خوبه
ات:حال بچه بله ولی من نه
دکتر: چرا
ات:میخوام سقطش کنم ولی جیهوپ نمیدونه
دکتر: ای وایی
ات. خب باید چیکار کنیم
دکتر:اول از همه باید امضای پدر رو داشته باشیم
ات:خب من امضای جیهوپ بلدم خودم بزنم ایرادی نداره
دکتر :خیر
ات:ممنون
ادامه دارد...
شرط
۱۰ لایک❤️
۸ کامنت🩷
۴ بازنشر💙
p۳
و جیهوپ اهمیت نداد و رفت
ات تا صبح بیدار موند و فقط گریه میکرد
ویو صبح
ات: از خواب ساعتم زنگ خرد و بلند شدم جیهوپ نبود و لباس پوشیدن و رفتم دکتر
نکته: ات تصمیم گرفت بدون این که جیهوپ بفهمه بچه رو سقط کنه
ات: سلام آقای دکتر
دکتر: سلام خانم جانگ حال خودتون و بچه خوبه
ات:حال بچه بله ولی من نه
دکتر: چرا
ات:میخوام سقطش کنم ولی جیهوپ نمیدونه
دکتر: ای وایی
ات. خب باید چیکار کنیم
دکتر:اول از همه باید امضای پدر رو داشته باشیم
ات:خب من امضای جیهوپ بلدم خودم بزنم ایرادی نداره
دکتر :خیر
ات:ممنون
ادامه دارد...
شرط
۱۰ لایک❤️
۸ کامنت🩷
۴ بازنشر💙
- ۷۳
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط