{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …
دیدگاه ها (۱۹)

ما به آن گٖل از وفای خویشتن دل بسته ایمورنه این صحرا تهی از ...

‏وقتی کسی تو را میرنجاند‏ناراحت نشو‏چون این قانون طبیعت است‏...

اگه بهت سیلی زده باشنسوکونا:خیلی خیلی عذاب وجدان میگیره و می...

سناریو بلولاک

توکیو ریونجرز به عنوانه برادره بزرگتر:: چیفویو:: -گاهی بهت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط