{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم گاهی

آدم گاهی
حواسش پرت میشود...
و غذا از دهن می افتد
چای یخ میکند
کاغذ خط خطی میشود
درس چند خط در میان خوانده میشود
تلفن خودش را میکُشد
تاکسی هی بوق میزند
بعد که به خودش می آید
میگوید من فقط داشتم یک لحظه به "او" فکر میکردم...
فقط یک لحظه!
‌‌
مریم_قهرمانلو

#خاص
دیدگاه ها (۷)

بازار دلم با سر سودات خوش‌ستشطرنج غمم با رخ زیبات خوش‌ستدائم...

کجاست اون کوچه...چی شد اون خونه ...آدم هاش کجان ...خدا میدون...

در سر هوس عشق تو دارم همه روزدر عشق تو مست و بیقرارم همه روز...

جمعه ؛گاهی شبیهِ دفترچه ی خاطراتی ست که هر بار ، گوشه ای لم ...

دروغ شیرینچپتر هفدهمیکباره در باز میشود و جسم کوچکی باسرعت و...

پارت ۱۳ راز ستارۀ درخشان

اهوی گریز پا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط