{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم

خواب دیدم
ما را بریدند
و به کارخانه چوب بری بردند
آن که عاشق بود، پنجره شد
آن که بی رحم، چوبه دار
از من، اما دری ساختند برای گذشتن...
دیدگاه ها (۱)

غم اگر به کوه گویمبگریزد و بریزدکه دگر بدین گرانینتوان کشید ...

هی فلانیزندگی شاید همین باشدیک فریب ساده و کوچکآن هم از دست ...

دردی که به دوشم مانداز کوه سبک‌تر نیستاین پرده آخر بود.اما غ...

گفته بودم بی تو‌می‌میرد دلم.اما نمرد!زنده ماند، آری.ولی دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط