{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
همه از این حرف هیونجین شکه شدن انتظار هرچیزی رو داشتن جز اینکه پسر ابلیس یه فرشته بخواد.


در همون لحظه گاد گفت


ـ یه فرشته میخوای هه برای چی اصلا یه فرشته به چه دردت میخوره


هیونجین با اصبانیت گفت


ـ اونش دیگه به خودم مربوطه یا اون فرشته ای که من میخوامو بهم میدی یا خبری از زانو زدن نیست


از اون طرف فلیکس که داشت به حرفای اینا گوش میداد حس بدی داشت یه حسی همش بهش میگفت هیونجین قراره اونو انتخاب کنه


گاد گفت


ـ باشه قبوله یکیشونو انتخاب کن
فرشته ها همگی به صف شید.


صدای پچ پچ و همهمه بیشتر به گوش میرسید همه به صف شده بودند و از ترس میلرزیدن


حقم داشتن خب پسر ابلیس که حالا جای گزینه او شده بود داشت بین این همه فرشته یکی رو انتخاب میکرد و برای همه عجیب بود که میخواد با اون فرشته چیکار کنه


فلیکسم یه گوشه وایستاده بود


بیخبر از اینکه چه بلایی قراره سرش بیاد


هیونجین برای ترسوندن فرشته ها هی داشت دورشون میچرخید تا یکی رو انتخاب کنه

خ م ا ر ی


ببخشید دیر شد من یه مدت حالم خوب نبود اممم و امتحان داشتم بخاطر همون معذرت میخوام❤💖

خوب حمایت کنید
نویسنده: sskkzz@
دیدگاه ها (۱)

باورتون میشه تولد این خوشگله یادم رفته بود؟😭😭😭😭😭

استیا کجایین این مادر خرابا دارن هیت میدن به پسرامhttps://wi...

اگه تایپ ها فرشته بودن چی باعث میشد از بهشت رونده بشن؟ـ #INT...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط