{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انبه شیرین من

انبه شیرین من

Part 6


ویو جونگکوک

بعد از اینکه ته رفت منم رفتم سر کلاس یونگی و هوسوکو دیدم خدایا چقد اینا گوگولین یعنی من و تهیونگ هم اونجوری میشیم؟هعی!


ویو تهیونگ

امروز نرفتم سر کلاس بجاش رفتم خونه و برای شب یه میز آماده کردم غذارو پختم میز رو چیدم و یه دوش گرفتم به خودم رسیدم رفتم به جونگکوک پیام دادم

ویو جونگکوک

کلاس که تموم شد یه پیام اومد واسم باز کردم دیدم تهه

<بیا خونه ی من>

وای خدایا سکتههه از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف استرس هعی عشق همچین چیزایی رو هم داره

ویو تهیونگ

دیدم زنگ خورد رفتم باز کردم دیدم جونگکوکه....

ادامه دارد...

بچه ها نظرتونو بگین لایک پارت بعدی یکم بعد میزارم
دیدگاه ها (۹)

بچه ها حمایتش کنید خیلی پیج خوبی داره😘❤️💜

خب بچه ها به همتون تسلیت میگم آغاز ۹ ماه زجر و بدبختی رو ولی...

☆ازدواج اجباری☆P:7☆

خشم پارت 7+18ویو تهیونگ: از خواب بیدار شدم ات هنوز خواب بود ...

وانشات فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط