{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یوسفی و من زلیخای آشفته سرم

تو یوسفی و من زلیخای آشفته سرم
دوست دارم که خودم پیرهنت را بدرم!

تو هر اندازه که بگریزی و پرهیز کنی
من همان قدر به آغوش تو مشتاقترم!
دیدگاه ها (۱)

قصه برعکس شده، نوحم و طوفان زده ام کشتی سوخته ای مانده میان ...

یک بار ندیدیم رُخش وز غم عشقش صد بار بمردیم و بزادیم دگر بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط