اقرار میکنم

اقرار میکُنم

من از قابِ هَمین گوشی گاهی

زُل میزنم به چَشم هایت

به بُلندای قامتت ، به سپاه مُژه ات

به گیسوانی که پریشان میکنی …

خُدا نِگهت دارد

ما هَمچُنان نگاهت کُنیم

وگرنه که وِصال تو برای ما

مثل پَرنده ایست که قَصد گرفتنش را داریم و

هی میپَرد ، هی میپَرد و هی میپَرد …

#عصرتون‌دلنشین‌دوستان‌گلم♡ 🌹
دیدگاه ها (۷)

نداند به جز ذات پروردگار که فردا چه بازی کند روزگار شبتون پر...

خبری نیستولی منتظرم ؛که بیاید،برسد،در بزند ...سر بچرخاند و ب...

مَن ميميرَم اگہ كَسيومِثہ مَن نگاہ كُنےحَسودےكہ‌جایِ خودشو د...

آدما خیلی زود فراموش میکننکه کی بودی و چیکار کردی براشونیا ا...

تودلیم یاسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط