اشک دیگر امان نمی دهد
اشک دیگر امان نمی دهد
وقتی گریه نمیدهد امان
از چشمهام اشک میریزد. یک قطره آرام میجوشد در کاسهی چشمام. درشتتر شدناش را خیلی آرام حس میکنم و بعد که خوب شکل گرفت، نشت میکند روی گونههام و سر میخورد به پایین. آنقدر بزرگ نیست که چکه کند و یکجایی از مسیر خشک میشود و بعد باز اشک بعدی. هنوز صورتام را نشستهام و این قاعدهی هر روزه است. چشمهام انگار که از کار روتینشان خسته شده باشند و هوس کار نویی کرده باشند، میبارند.
وقتی گریه نمیدهد امان
از چشمهام اشک میریزد. یک قطره آرام میجوشد در کاسهی چشمام. درشتتر شدناش را خیلی آرام حس میکنم و بعد که خوب شکل گرفت، نشت میکند روی گونههام و سر میخورد به پایین. آنقدر بزرگ نیست که چکه کند و یکجایی از مسیر خشک میشود و بعد باز اشک بعدی. هنوز صورتام را نشستهام و این قاعدهی هر روزه است. چشمهام انگار که از کار روتینشان خسته شده باشند و هوس کار نویی کرده باشند، میبارند.
- ۵۰۴
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط