{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام، زیاد. هر چه هم که می‌خوابم باز فایده‌ای ندارد. پ

خسته ام، زیاد. هر چه هم که می‌خوابم باز فایده‌ای ندارد. پاهایم درد می‌کنند. انگار تمام فاصله خودم تا تو را یک نفس دویده باشم. دست‌هایم درد می‌کنند. انگار بار تمام حسرت‌های مدفون در یک گورستان ویران را به دوش کشیده باشم. چشم‌هایم درد می‌کنند. انگار به جای تمام نگاه‌های منتظر، گریه کرده باشم. سرم، سرم درد می‌کند. انگار هوای بودن تو توفان شده باشد و در سرم بپیچد و خاطراتت را از ریشه بیرون بیاورد. قلبم، قلبم درد می‌کند. انگار به جای تمام لیلی‌های دنیا، مجنون وار دلتنگ شده باشم. حتی خواب‌هایم هم درد می‌کنند. انگار خیال تو را در بی‌نهایت بی‌خوابی، تکثیر کرده باشم و هر شب از آن برای ماه، رویا بافته باشم. با این خستگی مدام، با این همه درد، هنوز اما دوستت دارم :)
درد هایم از تو نیست. از حجم عمیق نبودن‌های توست. تحملم زیاد است، صبرم از آن بیشتر. در کنار اراده این تقدیر صبوری می‌کنم. اما جای خالی‌ات را بی‌اراده درد می‌کشم.


#سعید_خرسندی
#رادیو_هفت_انقضا_ندارد : ) :
دیدگاه ها (۶۲)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

^فیک جونگکوک^(پارت‌آخر)

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان منبوسه‌های کوچکت قرص روان‌گردا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۶. خدا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۶. خدا...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط