Part
Part 1
سلام من کانگ ا،ت هستم 15 سلامه از وقتی یادمه تو این پرورشگاه بزرگ شد صاحب اینجا خیلی مرد ه،،،،یزی هست به همه دخترا اینجا چشم داره اما به من یجور دیگه توجه میکنه چون من خیلی میتونم میگه باید برای تو یه صاحب خوب پیدا کنم
سلام من کیم تهیونگ هستم 28 سالمه برای کارم باید به بچه داشته باشم برای همین امروز رفتم به یک پرورشگاه
ا،ت ویو مثل همیشه تو اتاقم بودم این پرورشگاه برای افراد خاصه و خیلی جایه تمیزی هست و شیک داشتم لباس میپوشیدم که یهو صاحب پرورشگاه اومد تو
صاحب پرورشگاه =
ا،ت بیا یکی داره میاد تا شما هارو ببینه و رفت
ا،ت برام عجیب بود چون اجازه نمیداد کسی منو ببینه همیشه میگفت تو برگه برنده منی نمیدونم
رفتم پایین دیدم همه بچه ها وایستادن رفتم کنارشون
که یهو یه مرد خیلی جذاب وارد شد بهش میخوره 20 سالش باشه
تهیونگ ویو وارد شدم تصمیم گرفتم یه بچه متوسط بردارم چون نه حوصله نوزاد دارم نه کسی که چند وقت دیگه به سنه قانونی برسه همه بچه ها زشت بودن چشمم خورد به یه دختر خیلی کیوت بود نمیتونستم خودمو کنترل کنم میخواستم همینجا بک،نمش چون واقعا هم کسوت بود هم جذاب پس برای اینکه چیزی نفهمه یه دختره دیگه رو انتخاب کردم رفتم داخل دفتر مدیر
تهیونگ: اون دختره که لباس سفید داشت کی بود
ا،ت . میگی
تهیونگ: اره
شرط: 17 تا لایک 18 تا کامنت✨🔮
سلام من کانگ ا،ت هستم 15 سلامه از وقتی یادمه تو این پرورشگاه بزرگ شد صاحب اینجا خیلی مرد ه،،،،یزی هست به همه دخترا اینجا چشم داره اما به من یجور دیگه توجه میکنه چون من خیلی میتونم میگه باید برای تو یه صاحب خوب پیدا کنم
سلام من کیم تهیونگ هستم 28 سالمه برای کارم باید به بچه داشته باشم برای همین امروز رفتم به یک پرورشگاه
ا،ت ویو مثل همیشه تو اتاقم بودم این پرورشگاه برای افراد خاصه و خیلی جایه تمیزی هست و شیک داشتم لباس میپوشیدم که یهو صاحب پرورشگاه اومد تو
صاحب پرورشگاه =
ا،ت بیا یکی داره میاد تا شما هارو ببینه و رفت
ا،ت برام عجیب بود چون اجازه نمیداد کسی منو ببینه همیشه میگفت تو برگه برنده منی نمیدونم
رفتم پایین دیدم همه بچه ها وایستادن رفتم کنارشون
که یهو یه مرد خیلی جذاب وارد شد بهش میخوره 20 سالش باشه
تهیونگ ویو وارد شدم تصمیم گرفتم یه بچه متوسط بردارم چون نه حوصله نوزاد دارم نه کسی که چند وقت دیگه به سنه قانونی برسه همه بچه ها زشت بودن چشمم خورد به یه دختر خیلی کیوت بود نمیتونستم خودمو کنترل کنم میخواستم همینجا بک،نمش چون واقعا هم کسوت بود هم جذاب پس برای اینکه چیزی نفهمه یه دختره دیگه رو انتخاب کردم رفتم داخل دفتر مدیر
تهیونگ: اون دختره که لباس سفید داشت کی بود
ا،ت . میگی
تهیونگ: اره
شرط: 17 تا لایک 18 تا کامنت✨🔮
- ۱۲.۴k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط