تنهاییـم را در قنـوت نمـازم نشانـش دادم
تنهاییـم را در قنـوت نمـازم نشانـش دادم
گفتـم،خــــدایا معنی تنهایی را خوب میدانی
مـن طاقـت آن را ندارم
خــــدایا ، بیا تنهاییـم را خریـدار باش
در دلـم به آرامی گفت بگو
یـا حبیـب مـن لا حبیـب لـه
خواستـم بگویـم، ولی بغـض راه گلـویـم را بسـت
قنوتـم به لـرزه افتاد و همه تنهاییـم بروی سجاده ریخت
دلـم و نمـازم هر دو شکست و در اشکهـایم تـــــــو را دیـدم
یـا حبیـب من لا حبیـب لـه......
گفتـم،خــــدایا معنی تنهایی را خوب میدانی
مـن طاقـت آن را ندارم
خــــدایا ، بیا تنهاییـم را خریـدار باش
در دلـم به آرامی گفت بگو
یـا حبیـب مـن لا حبیـب لـه
خواستـم بگویـم، ولی بغـض راه گلـویـم را بسـت
قنوتـم به لـرزه افتاد و همه تنهاییـم بروی سجاده ریخت
دلـم و نمـازم هر دو شکست و در اشکهـایم تـــــــو را دیـدم
یـا حبیـب من لا حبیـب لـه......
- ۷۵۳
- ۰۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط