یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم

یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم!
بد نگویم به هوا، آب، زمین!
مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت!
خانه ی دل بتکانم ازغم! و به دستمالی از جنس گذشت، بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل! مشت را باز کنم، تا که دستی گردد!
و به لبخندی خوش، دست در دست زمان بگذارم! یاد من باشد فردا دم صبح، به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم! و به انگشت نخی خواهم بست! تا فراموش نگردد فردا ...!
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد! گر چه دیر است، ولی کاسه ای آب، به پشت سر لبخند بریزم، شاید به سلامت ز سفر برگردد! بذر امید بکارم در دل، لحظه را در یابم! من به بازار محبت بروم فردا صبح ... مهربانیِ خودم عرضه کنم! یک بغل عشق از آنجا بخرم! یاد من باشد فردا حتما، به سلامی دل همسایه ی خود شاد کنم! بگذرم از سر تقصیر رفیق!
بنشینم دم در، چشم بر کوچه بدوزم با شوق، تا که شاید برسد همسفری، ببرد این دل مارا با خود! و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست!
یاد من باشد فردا حتما، باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست!
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا ... و بدانم که شبی خواهم رفت! و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی ...!

#اسرار_روانشناسی #آفرینش
دیدگاه ها (۰)

از اعماق وجودمبرایت دعا می‌کنمهرگاه دلت لرزیداز شوق عشق باشد...

🔴 «الله» کیست؟✍ شخصی‌ محضر مقدّس «آقا حضرت امام صادق (ع)» آم...

دعــای ســـلامتی امــام زمــــان(عج)"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِی...

دلنوشته_مهدوی #مهدی_جانمشاید ما آدم‌ها، معنای «انتظار» را در...

پارت۳ [دیوانه وار عاشق]ناشناس:(همون پسره) ددیو کوفت آنقدر ...

رویاهام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط