خاطره عجیب سفیر وقت ایران در پاکستان و برادر میرحسی
♦️ *خاطره عجیب سفیر وقت ایران در پاکستان و برادر میرحسین موسوی از پذیرش قطعنامه ۵۹۸*
حسن اسدی زیدآبادی در صفحه ایکس خود نوشت: اسفند۹۷ گفتگویی داشتم با میرمحمود موسوی دیپلمات سابق در مورد سیاستخارجی ج.ا؛ نقل میکرد که روز قبل از پذیرش #قطعنامه۵۹۸، در همایش وزارت خارجه برای سفرا جزوهای شامل ۲۱ دلیل برای ادامه جنگ توزیع کردند و هیچکس خبر از چرخش ۱۸۰درجهای که فردا اعلام شد نداشت…
میرمحمود موسوی برادر میر حسین موسوی که سالها سفیر ایراندر پاکستان بوده در این مصاحبه چنین میگوید:
میرمحمود موسوی: شاید اطلاع داشته باشید که پایان جنگ هم به شکل عجیبی در وزارت خارجه صورت گرفت. شاید ۱۵ یا ۲۰ نفر از سفرا را در سال ۶۷ به تهران خواسته بودند. سفرای رده یک بودند، من هم جزو آنها بودم.
-این مربوط به قبل از پذیرش قطعنامه است؟
میرمحمود موسوی: بله، قبل از آن است. به عنوان حضور در سمینار دربستهای در تهران بودیم. جلسه روز اول برگزار شد. آن زمان، قائم مقام وزیر خارجه، آقای بشارتی بود. مطالبی در جلسه توزیع شد که ۲۱ دلیل وجود دارد که باید جنگ را ادامه دهیم فردا صبح که برای حضور در سمینار وارد شدم هنوز خبر قطعنامه اعلام نشده بود. یکی از دوستان گفت خبر داری که تصمیم گرفتند قطعنامه را بپذیرند؟ اصلاً باور کردنی نبود که چنین تغییری به این ترتیب اتفاق افتاده است. به جلسه رفتیم و این مطالب مطرح شد. عجیب و غریب بود. وزارت خارجه نمیتوانست این را توجیه کند چون روز گذشته آنقدر تند و تیز بودند. مجموعه ما را به هیئت دولت و به نخست وزیری بردند تا آنجا در این موضوع صحبت کنیم. کسی نمیتوانست این را بفهمد که چنین تغییر ۱۸۰ درجهای چگونه انجام شد.
- یعنی برای شما به عنوان یک دیپلمات هم قابل پیشبینی نبود؟
میرمحمود موسوی: خیر، اصلاً قابل پیش بینی نبود. ممکن است در ذهن هر کسی گذشته باشد که کاش این جنگ تمام میشد اما در آن ایام مشخص قابل پیش بینی نبود.
حسن اسدی زیدآبادی در صفحه ایکس خود نوشت: اسفند۹۷ گفتگویی داشتم با میرمحمود موسوی دیپلمات سابق در مورد سیاستخارجی ج.ا؛ نقل میکرد که روز قبل از پذیرش #قطعنامه۵۹۸، در همایش وزارت خارجه برای سفرا جزوهای شامل ۲۱ دلیل برای ادامه جنگ توزیع کردند و هیچکس خبر از چرخش ۱۸۰درجهای که فردا اعلام شد نداشت…
میرمحمود موسوی برادر میر حسین موسوی که سالها سفیر ایراندر پاکستان بوده در این مصاحبه چنین میگوید:
میرمحمود موسوی: شاید اطلاع داشته باشید که پایان جنگ هم به شکل عجیبی در وزارت خارجه صورت گرفت. شاید ۱۵ یا ۲۰ نفر از سفرا را در سال ۶۷ به تهران خواسته بودند. سفرای رده یک بودند، من هم جزو آنها بودم.
-این مربوط به قبل از پذیرش قطعنامه است؟
میرمحمود موسوی: بله، قبل از آن است. به عنوان حضور در سمینار دربستهای در تهران بودیم. جلسه روز اول برگزار شد. آن زمان، قائم مقام وزیر خارجه، آقای بشارتی بود. مطالبی در جلسه توزیع شد که ۲۱ دلیل وجود دارد که باید جنگ را ادامه دهیم فردا صبح که برای حضور در سمینار وارد شدم هنوز خبر قطعنامه اعلام نشده بود. یکی از دوستان گفت خبر داری که تصمیم گرفتند قطعنامه را بپذیرند؟ اصلاً باور کردنی نبود که چنین تغییری به این ترتیب اتفاق افتاده است. به جلسه رفتیم و این مطالب مطرح شد. عجیب و غریب بود. وزارت خارجه نمیتوانست این را توجیه کند چون روز گذشته آنقدر تند و تیز بودند. مجموعه ما را به هیئت دولت و به نخست وزیری بردند تا آنجا در این موضوع صحبت کنیم. کسی نمیتوانست این را بفهمد که چنین تغییر ۱۸۰ درجهای چگونه انجام شد.
- یعنی برای شما به عنوان یک دیپلمات هم قابل پیشبینی نبود؟
میرمحمود موسوی: خیر، اصلاً قابل پیش بینی نبود. ممکن است در ذهن هر کسی گذشته باشد که کاش این جنگ تمام میشد اما در آن ایام مشخص قابل پیش بینی نبود.
- ۸۱۴
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط