{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زانوی شتر

زانوی شتر
رسول اکرم بعد از آنکه پیاده شد، به آن سو که آب بود روان شد، ولی بعد از آنکه مقداری رفت ، بدون آنکه با احدی سخنی بگوید، به طرف مرکب خویش بازگشت . اصحاب و یاران با تعجب با خود می گفتند آیا اینجا را برای فرود آمدن نپسندیده است و می خواهد فرمان حرکت بدهد؟! چشمها مراقب و گوشها منتظر شنیدن فرمان بود. تعجب جمعیت هنگامی زیاد شد که دیدند همین که به شتر خویش رسید، زانوبند را برداشت و زانوهای شتر را بست و دو مرتبه به سوی مقصد اولی خویش روان شد.
فریادها از اطراف بلند شد:((ای رسول خد! چرا ما را فرمان ندادی که این کار را برایت بکنیم و به خودت زحمت دادی و برگشتی ؟ ما که با کمال افتخار برای انجام این خدمت آماده بودیم )).
در جواب آنها فرمود:((هرگز از دیگران در کارهای خود کمک نخواهید و به دیگران اتکا نکنید ولو برای یک قطعه چوب مسواک باشد)
دیدگاه ها (۱)

ستاد قرائتیبچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست. گفتم: امر...

.....

سفر حج مردی از سفر حج برگشته ، سرگذشت مسافرت خودش و همراها...

علی - علیه‏السلام - هنگامی که به سوی کوفه می‏آمد ، وارد شهر ...

تاپای‌جان‌برای#ایران🇮🇷🌱#آیت_الله_سید_مجتبی_حسینی_خامنه_ای #ج...

پیشرو و فدایی 🔥🔥🔥🔥☠️☠️☠️☠️👑👑👑👑

. . . . . . . . .🄿🄰🅁🄺.🅂🄾🄷🄷🄸🄴 . . . . . ..🐼: سلام به همه سوئ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

♥️🍃امشب از خدا❣برایت من چنین خواستم دلت آرام ، تنت سالمدعایت...

محفل پاک کنم؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط