قبلا اینجوری بودم که به ازای کوچکترین کاری که برای بقیه م
قبلا اینجوری بودم که به ازای کوچکترین کاری که برای بقیه میکردم توقع جبران داشتم.
اگه به یکی کمک میکردم که امتحانشو خوب بده توقع داشتم اونم بهم تقلب برسونه،اگه از خوراکیم به یکی میدادم توی دلم دوست داشتم اونم از خوراکیش بهم بده،اگه بهش محبت و اظهار دوستی میکردم توقع داشتم جواب محبتامو بده؛ خلاصه که هرچیزی که میدادم توقع داشتم همونو بهم پس بدن...
میدیدم که هربار وقتی توقعم برآورده نمیشه چقدر ناراحت میشم، میدیدم که وقتی به رفیقم میگم دوستت دارم و اون جوابمو نمیده چقدر دلم میشکنه و..
گذشت تا یاد گرفتم اگه کاری میکنم برای خودم و خدای خودم باشه، توقعی نداشته باشم. یاد گرفتم اگه یکی اولویتم میشه توقع نداشته باشم منم اولویتش باشم، چون من برای دل خودم اون رو الویتم قرار دادم نه برای اینکه منم اولویت یکی باشم...
یاد گرفتم اگه کسی رو دوست دارم توقع نداشته باشم اونم دوستم داشته باشه، چون من برای خودم و حال خوبم کنار اون آدم و خوب بودن اون آدم دوستش دارم. یاد گرفتم اگه به یکی کمک میکنم توقع نداشته باشم جوابمو بده، چون من برای حس خوبی که از کمک کردن به بقیه میگیرم کمک میکنم، کمک نمیکنم تا چیزی گیرم بیاد؛ کمک میکنم چون لبخندی که بعد از دست گرفتن روی لبام میشینه شیرین و خاصه...
و از خودم مهمتر، یاد گرفتم این دنیا همه چیزش مال خداست. اون بهم این اجازه رو میده که دوست داشته باشم، یاری کنم، انرژِی مثبت بدم و... خودش هم گفته اگه کاری رو برای رضای من بکنی و کاری به حرف و دیدگاه مردم نداشته باشی بهترین ها رو بهت میدم. یاد گرفتم که خدا محبوب منه و برای شادی محبوبم بندگانش رو شاد کنم بدون هیچ چشم داشتی؛ یاد گرفتم مهم نیست که اولویت آفریده های محبوبم هستم یا نه، مهم اینه که محبوبم اونقدری دوستم داره که کل دنیا رو واسه من آفریده، اونقدری دوستم داره که همه ی آرزوهامو برآورده میکنه هرچند که من وقتی میبینم یکی از خواسته هام رو ندارم دلخور میشم غافل از اینکه شاید وقت اون خواسته ام نرسیده یا شاید محبوبم آرزومو برآورده نمیکنه تا بعدا یه چیز بهترشو بهم بده یا به جاش گناهامو ببخشه...
و من الان شادم. شادم چون دیگه نگاهم به سمت آدم ها نیست؛ نگاهم سمت کسایی نیست که خودشون محتاج و ناتوانن. حالا هر کمکی که میکنم برای اینه که محبوبم رو خوشحال کنم و محبوبم به بهترین شیوه جوابمو میده :)
شادم چون کارم رو میکنم و می گذرم. لحظه های خوب زندگیمو برای نگاه آدم ها از دست نمی دم؛ به جاش سعی میکنم گوش به حرف محبوبم باشم و از زندگیم لذت ببرم. حالا با کوچکترین خوبی که آدم ها بهم میکنن خوشحالم و با بدی هاشون از زندگیم ناامید نمیشم :)
به قول شاعر شلش کردم😄
اگه به یکی کمک میکردم که امتحانشو خوب بده توقع داشتم اونم بهم تقلب برسونه،اگه از خوراکیم به یکی میدادم توی دلم دوست داشتم اونم از خوراکیش بهم بده،اگه بهش محبت و اظهار دوستی میکردم توقع داشتم جواب محبتامو بده؛ خلاصه که هرچیزی که میدادم توقع داشتم همونو بهم پس بدن...
میدیدم که هربار وقتی توقعم برآورده نمیشه چقدر ناراحت میشم، میدیدم که وقتی به رفیقم میگم دوستت دارم و اون جوابمو نمیده چقدر دلم میشکنه و..
گذشت تا یاد گرفتم اگه کاری میکنم برای خودم و خدای خودم باشه، توقعی نداشته باشم. یاد گرفتم اگه یکی اولویتم میشه توقع نداشته باشم منم اولویتش باشم، چون من برای دل خودم اون رو الویتم قرار دادم نه برای اینکه منم اولویت یکی باشم...
یاد گرفتم اگه کسی رو دوست دارم توقع نداشته باشم اونم دوستم داشته باشه، چون من برای خودم و حال خوبم کنار اون آدم و خوب بودن اون آدم دوستش دارم. یاد گرفتم اگه به یکی کمک میکنم توقع نداشته باشم جوابمو بده، چون من برای حس خوبی که از کمک کردن به بقیه میگیرم کمک میکنم، کمک نمیکنم تا چیزی گیرم بیاد؛ کمک میکنم چون لبخندی که بعد از دست گرفتن روی لبام میشینه شیرین و خاصه...
و از خودم مهمتر، یاد گرفتم این دنیا همه چیزش مال خداست. اون بهم این اجازه رو میده که دوست داشته باشم، یاری کنم، انرژِی مثبت بدم و... خودش هم گفته اگه کاری رو برای رضای من بکنی و کاری به حرف و دیدگاه مردم نداشته باشی بهترین ها رو بهت میدم. یاد گرفتم که خدا محبوب منه و برای شادی محبوبم بندگانش رو شاد کنم بدون هیچ چشم داشتی؛ یاد گرفتم مهم نیست که اولویت آفریده های محبوبم هستم یا نه، مهم اینه که محبوبم اونقدری دوستم داره که کل دنیا رو واسه من آفریده، اونقدری دوستم داره که همه ی آرزوهامو برآورده میکنه هرچند که من وقتی میبینم یکی از خواسته هام رو ندارم دلخور میشم غافل از اینکه شاید وقت اون خواسته ام نرسیده یا شاید محبوبم آرزومو برآورده نمیکنه تا بعدا یه چیز بهترشو بهم بده یا به جاش گناهامو ببخشه...
و من الان شادم. شادم چون دیگه نگاهم به سمت آدم ها نیست؛ نگاهم سمت کسایی نیست که خودشون محتاج و ناتوانن. حالا هر کمکی که میکنم برای اینه که محبوبم رو خوشحال کنم و محبوبم به بهترین شیوه جوابمو میده :)
شادم چون کارم رو میکنم و می گذرم. لحظه های خوب زندگیمو برای نگاه آدم ها از دست نمی دم؛ به جاش سعی میکنم گوش به حرف محبوبم باشم و از زندگیم لذت ببرم. حالا با کوچکترین خوبی که آدم ها بهم میکنن خوشحالم و با بدی هاشون از زندگیم ناامید نمیشم :)
به قول شاعر شلش کردم😄
- ۶.۳k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط