هر دو پیریم تو ولیکن عشق بازی میکنی

هر دو پیریم تو ولیکن عشق بازی میکنی
با من خسته عجب خوش دلنوازی میکنی

شهریار از چشم پروین گفت و من از چشم تو
با دو چشمانت عجب بنده نوازی میکنی
خسته از نا مرد می هایم در این عمر گران در کنار م مانده ای و صحنه سازی میکنی روزهایی میرسد دور از همیم و بی خبر
باز با این فاصله عا شق نوازی می کنی

ساز من نا کوک باشد میزند آهنگ غم
با من ای سنگ صبورم نغمه سازی میکنی 💞 ℒℴνℯ 💞 ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

باز باران کو ترانه؟تا بگوید عاشقانه؟با گهر های فراوانمی خورد...

| روز تولد |در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شا...

| روز تولد |در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شا...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند ، از آ...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند، از آن...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند، از آن...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند ، از آ...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند ، از آ...

در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند، از آن...

.| روز تولد |در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط