{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت

دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت.
یا صدای پدرم که وقتی به خانه می‌آید و می‌گوید
باباجان از آن آلو‌ها که دوست داری خریدم.
این هم بیسکوئیت‌های چای عصرت.
چون تو که قند نمی‌خوری.
یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است.
حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی‌اش!
بی آنکه بخواهم
بی آنکه بر زبان آورم
می‌دانی که چه می‌خواهم بگویم؟!
دوست داشتن همین ریزه کاری‌هاست
همین کتلت‌ها و هندوانه‌ها
همین بیسکوئیت چای عصر.

دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست
همین "حواسم هست‌ها"...
حرف را که همه بلدند بزنند.
دیدگاه ها (۳)

حقیقت اینه‌که بعضی آدمااصرار دارن به‌زورخودشونو از چشمات پرت...

راجياً لِما لَدَيكَ‌ ثَوابی‌ وَ تَعلَمُ‌ مَا فی‌ نَفسی‌ وَ ت...

هر چند جهان با تب و آشوب عجین استآغوش تو آرامترین جای زمین ا...

شکر خدا که وقف شما می‌شود دلماز هر که غیر دوست جدا می‌شود دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط