سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی مامانشون جلوی اونا و بچت میزنه تو گوشت و میگه : کاش هیچوقت با پسرم آشنا نمیشدی الانم به خاطر نوه امه که بهت چیزی نمیگم اگه نوه ام نبودی به پسرم میگفتم طلاقت بده :
نامجون : بفرمایید بیرون من چنین مادر بی ادبی ندارم
جین : هیییییی آخرین بارت باشه ببینم با همسرم اینطوری حرف میزنید
شوگا : یا همین الان محترمانه خونه مارو ترک میکنید یا دیگه پسری ندارید
جیهوپ : (وقتی مادرش این حرف و زد برخورد خیلی جدی باهاش کرد و مادرش اومد معذرت خواهی کرد)
جیمین : برو بیرون دیگه نمیخوام ببینمت
تهیونگ : فکر کنم باید به بار دیگه یه چیزای و بگم مگه نه خانم محترم (به مامانش میگه)
جونگ کوک: دیگه نمیخوام هیچوقت پاتو و خونه ما بذاری بفرما بیرون
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی مامانشون جلوی اونا و بچت میزنه تو گوشت و میگه : کاش هیچوقت با پسرم آشنا نمیشدی الانم به خاطر نوه امه که بهت چیزی نمیگم اگه نوه ام نبودی به پسرم میگفتم طلاقت بده :
نامجون : بفرمایید بیرون من چنین مادر بی ادبی ندارم
جین : هیییییی آخرین بارت باشه ببینم با همسرم اینطوری حرف میزنید
شوگا : یا همین الان محترمانه خونه مارو ترک میکنید یا دیگه پسری ندارید
جیهوپ : (وقتی مادرش این حرف و زد برخورد خیلی جدی باهاش کرد و مادرش اومد معذرت خواهی کرد)
جیمین : برو بیرون دیگه نمیخوام ببینمت
تهیونگ : فکر کنم باید به بار دیگه یه چیزای و بگم مگه نه خانم محترم (به مامانش میگه)
جونگ کوک: دیگه نمیخوام هیچوقت پاتو و خونه ما بذاری بفرما بیرون
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۹۳۱
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط