سناریو(درخواستی):

سناریو(درخواستی):
وقتی مامانشون جلوی اونا و بچت میزنه تو گوشت و میگه : کاش هیچوقت با پسرم آشنا نمی‌شدی الانم به خاطر نوه امه که بهت چیزی نمیگم اگه نوه ام نبودی به پسرم می‌گفتم طلاقت بده :

نامجون : بفرمایید بیرون من چنین مادر بی ادبی ندارم

جین : هیییییی آخرین بارت باشه ببینم با همسرم اینطوری حرف میزنید

شوگا : یا همین الان محترمانه خونه مارو ترک میکنید یا دیگه پسری ندارید

جیهوپ : (وقتی مادرش این حرف و زد برخورد خیلی جدی باهاش کرد و مادرش اومد معذرت خواهی کرد)

جیمین : برو بیرون دیگه نمی‌خوام ببینمت

تهیونگ : فکر کنم باید به بار دیگه یه چیزای و بگم مگه نه خانم محترم (به مامانش میگه)

جونگ کوک: دیگه نمی‌خوام هیچوقت پاتو و خونه ما بذاری بفرما بیرون

نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۰)

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

تنهایی تنها زبان مادریمان است ،همه ما ،از هر قبیله ای .آن را...

نمی‌توان ماند نمیتوان رفت ،نه میتوان زندگی کرد نه میتوان مرد...

بعضی درد ها نمی‌آیند که مارا نابود کنند ،می‌آیند تا نسخه ای ...

آن قدر در سرم حرف زده ام که مغزم دیگر محل فکر نیست؛ صحنه ی ج...

گاهی بعضی نبودن ها بوی پنجشنبه میدن ...ساکت،دلتنگ،و پر از یا...

گاهی بزرگ شدن یعنی شکست‌های خاموش، اشک‌خای بی‌صدا، و نبرد ه...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

سناریو ★وقتی با گریه از بیرون میای و میپری بغلشون و فقط گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط