51/مروری بر فرمایشات امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا
51/مروری بر فرمایشات امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا
(ادامه ی پست قبلی)
((مردم ! بگویید من چه کسی هستم سپس به خود آیید و خویشتن را ملامت کنید و ببینید آیا قتل من و درهم شکستن حریم من برای شما جایز است ؟
آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟ آیا من فرزند وصی و پسرعموی پیامبر شما نیستم ؟ مگر من فرزند کسی نیستم که پیش از همه مسلمانان به خدا ایمان آورد و پیش از همه رسالت پیامبر را تصدیق نمود ؟
آیا حمزه سیدالشهداء عموی پدر من نیست ؟ آیا جعفرطیار عموی من نیست ؟
آیا شما سخن پیامبر را در حق من و برادرم نشنیده اید که فرمود : این دو ، سروران جوانان بهشت هستند ؟
اگر مرا در گفتارم تصدیق بکنید اینها حقایقی است که کوچکترین خلافی در آن نیست ؛ زیرا از روز اول دروغ نگفته ام ؛ چون دریافته ام که خداوند به اهل دروغ غضب کرده و ضرر دروغ را به گوینده آن برمی گرداند و اگر مرا تکذیب می کنید ، اینک در میان مسلمانان از صحابه پیامبر کسانی هستند که می توانید از آنها سؤ ال کنید : از جابر بن عبداللّه انصاری ، ابوسعید خدری ، سهل بن سعد ساعدی ، زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید که همه آنان گفتار پیامبر را درباره من و برادرم از رسول خداشنیده اند و همین یک جمله می تواند مانع شما گردد از ریختن خون من))
در اینجا شمر بن ذی الجوشن که یکی از فرماندهان و سران لشکر کوفه بود ، متوجه گردید که ممکن است سخنان امام در سپاهیان مؤ ثر واقع شود و آنان را از جنگ منصرف سازد و لذا خواست سخن امام را قطع کند و با صدای بلند داد زد : او در ضلالت است و نمی فهمد چه می گوید.
حبیب بن مظاهر هم از سوی لشکر آن حضرت بدو پاسخ داد : توئی که در ضلالت و گمراهی سخت می باشی و راست می گویی که سخن او را نمی فهمی ؛ زیرا خدا قلب تو را مهر و موم کرده است .
#حدیث#احادیث#روایت#روایات#امام#امامان#معصوم#معصومین#امامت#hadis#imam#شیعه#تشیع#اسلام#اهل_بیت#اهلبیت#حسین#امام_حسین#عاشورا#کربلا#از_مدینه_تا_کربلا#عاشورا#زیارت_عاشورا#
(ادامه ی پست قبلی)
((مردم ! بگویید من چه کسی هستم سپس به خود آیید و خویشتن را ملامت کنید و ببینید آیا قتل من و درهم شکستن حریم من برای شما جایز است ؟
آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟ آیا من فرزند وصی و پسرعموی پیامبر شما نیستم ؟ مگر من فرزند کسی نیستم که پیش از همه مسلمانان به خدا ایمان آورد و پیش از همه رسالت پیامبر را تصدیق نمود ؟
آیا حمزه سیدالشهداء عموی پدر من نیست ؟ آیا جعفرطیار عموی من نیست ؟
آیا شما سخن پیامبر را در حق من و برادرم نشنیده اید که فرمود : این دو ، سروران جوانان بهشت هستند ؟
اگر مرا در گفتارم تصدیق بکنید اینها حقایقی است که کوچکترین خلافی در آن نیست ؛ زیرا از روز اول دروغ نگفته ام ؛ چون دریافته ام که خداوند به اهل دروغ غضب کرده و ضرر دروغ را به گوینده آن برمی گرداند و اگر مرا تکذیب می کنید ، اینک در میان مسلمانان از صحابه پیامبر کسانی هستند که می توانید از آنها سؤ ال کنید : از جابر بن عبداللّه انصاری ، ابوسعید خدری ، سهل بن سعد ساعدی ، زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید که همه آنان گفتار پیامبر را درباره من و برادرم از رسول خداشنیده اند و همین یک جمله می تواند مانع شما گردد از ریختن خون من))
در اینجا شمر بن ذی الجوشن که یکی از فرماندهان و سران لشکر کوفه بود ، متوجه گردید که ممکن است سخنان امام در سپاهیان مؤ ثر واقع شود و آنان را از جنگ منصرف سازد و لذا خواست سخن امام را قطع کند و با صدای بلند داد زد : او در ضلالت است و نمی فهمد چه می گوید.
حبیب بن مظاهر هم از سوی لشکر آن حضرت بدو پاسخ داد : توئی که در ضلالت و گمراهی سخت می باشی و راست می گویی که سخن او را نمی فهمی ؛ زیرا خدا قلب تو را مهر و موم کرده است .
#حدیث#احادیث#روایت#روایات#امام#امامان#معصوم#معصومین#امامت#hadis#imam#شیعه#تشیع#اسلام#اهل_بیت#اهلبیت#حسین#امام_حسین#عاشورا#کربلا#از_مدینه_تا_کربلا#عاشورا#زیارت_عاشورا#
- ۶۸۲
- ۰۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط