{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تم

- زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد.
منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟
زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.



اݪـــــــــــــــــــــۍ
دیدگاه ها (۸)

روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده: « همیشه دلخوری ...

به ابوسعید ابوالخیر،گفتند :فلانی قادر است پرواز کند،گفت:این ...

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾ...

مــا از قدیـم طــایفه ای سینــه خستــه ایــممــا بچــه هــای...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و هم ابلیس لعین، لشکری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط