دختر ایران کاپیتان میدان
❣دخترِ ایران، کاپیتانِ میدان
🔻 و حالا نوبت میرسه به اهدای مدال طلای قهرمانی...
سکوی نفر اول، یک سروگردن بالاتر از بقیه قرار دارد. جمعیت کف میزنند و گزارشگر، نام اکرم خدابنده را اعلام میکند. ورزشکار جوانی که پرچم کشورش را بر دوشش دور سالن گردانده، جلو میرود. او در ورزش برای خودش کسی است. سالهای سال فعالیت، کارنامەی او در عرصەی ورزش را پروپیمان کرده و افتخارهای زیادی برای ورزش ایران به ارمغان آورده است. اگر تا همین دو، سه هفته پیش اسمش را در اینترنت جستجو میکردیم، به سختی میتوانستیم عکسی بدون لباس تکواندو از او پیدا کنیم. اما این روزها اکرم خدابنده، به جای لباس تکواندوی همیشگی، لباس سرخوسفید هلالاحمر به تن کرده و به جای سالنهای ورزشی، شانهبهشانەی هموطنهایش در میدان است. لابهلای آوار ساختمانهایی که بمبهای آمریکایی آنها را فرو ریخته مشغول خدمت است و در حال رسیدگی به مجروحان جنگ.
🔻 خدا، خدابنده را حفظ کند که بین معدود ورزشکارهایی قرار نگرفته که اینروزها دنبال پناهندگی کشورهای دیگر میگردند. او شاید از تیم ملی تکواندوی ایران خداحافظی کرده باشد، اما از وطنش خداحافظی نکرده است. دوربینها هنوز او را قاب میگیرند چون دوباره نفر اول شده است، اما ایندفعه در رشته و مسابقهای دیگر. او پرچم ایران را بالاتر از همیشه نگه داشته و روی یک سکوی جدید ایستاده است. مدالی خیرهکننده و زیبا هم به گردنش آویختهاند؛ باارزشتر و درخشانتر از گرانقیمتترین مدالهای طلا. اینجا ایران است و همەی مردم باهم روی سکوی قهرمانی جهان ایستادهاند.
حتما به او گفتهاند تو را چه به کار امدادی یا در گوشش خواندهاند تو ورزشکاری باید فکرت میانهی میدان باشد.
اما مگر وقتی پای ایران در میان است فرقی میکند در چه میدانی قدم میگذاری؟
اصلا مگر غیر این است که او به شوق گرداندن پرچم و بوسه بر روی آن،مبارزه میکرد تا مدال طلا را به دست بیاورد.
یک روز میدان مبارزهی او سالن و دایرهی تکواندو بود و حالا میدان او در میانهی آوارهای کشوریست که بعد از مدالهای طلای او،سرود ملیاش طنین انداز میشد.
🍃اکرمخدابنده ثابت کرد کاپیتان است.برخلاف آن دخترک چموشِ مدال برنز المپیک به دست آورده که به او لقب کیمیای ایران دادند، اما هفتههایی که گذشت در اروپا در کنار سایر وطنفروش ها التماس میکرد که آمریکا به ایران حمله کند.
بالاخره فرق است بین کسی که ایران را میفهمد و کسی که ایران برایش یک پله است و خوش به حالت خدابنده که پای کار وطن ماندی حتی در وسط آوار‼️
اگر مسجد بزنند
خانههایمان را مسجد میکنیم
اگر بسیج بزنند
خانههایمان را بسیج میکنیم
اگر سرباز بزنند سرباز میشویم
اگر خانههایمان را بزنند
در خیابان خانه میکنیم
اگر آتشمان بزنند شعله میشویم و
میسوزانیم
اگر داغمان زنند حماسه میشویم .
خاکستر ما حتی در باد، در گلوی کودکخوار
و کودککشتان گیر میکند . 🚫 !
ما را در روضه شیر دادهاند،
در روضه خواباندهاند
و وقت تولد در کاممان تربت نهادهاند .
ما همانیم که حسین در کربلا به یاری
صدایمان زد ؛
لبیک ما را از سال 1447 قمری،
از 1404 شمسی، از 2026 میلادی بشنوید .
🔻 و حالا نوبت میرسه به اهدای مدال طلای قهرمانی...
سکوی نفر اول، یک سروگردن بالاتر از بقیه قرار دارد. جمعیت کف میزنند و گزارشگر، نام اکرم خدابنده را اعلام میکند. ورزشکار جوانی که پرچم کشورش را بر دوشش دور سالن گردانده، جلو میرود. او در ورزش برای خودش کسی است. سالهای سال فعالیت، کارنامەی او در عرصەی ورزش را پروپیمان کرده و افتخارهای زیادی برای ورزش ایران به ارمغان آورده است. اگر تا همین دو، سه هفته پیش اسمش را در اینترنت جستجو میکردیم، به سختی میتوانستیم عکسی بدون لباس تکواندو از او پیدا کنیم. اما این روزها اکرم خدابنده، به جای لباس تکواندوی همیشگی، لباس سرخوسفید هلالاحمر به تن کرده و به جای سالنهای ورزشی، شانهبهشانەی هموطنهایش در میدان است. لابهلای آوار ساختمانهایی که بمبهای آمریکایی آنها را فرو ریخته مشغول خدمت است و در حال رسیدگی به مجروحان جنگ.
🔻 خدا، خدابنده را حفظ کند که بین معدود ورزشکارهایی قرار نگرفته که اینروزها دنبال پناهندگی کشورهای دیگر میگردند. او شاید از تیم ملی تکواندوی ایران خداحافظی کرده باشد، اما از وطنش خداحافظی نکرده است. دوربینها هنوز او را قاب میگیرند چون دوباره نفر اول شده است، اما ایندفعه در رشته و مسابقهای دیگر. او پرچم ایران را بالاتر از همیشه نگه داشته و روی یک سکوی جدید ایستاده است. مدالی خیرهکننده و زیبا هم به گردنش آویختهاند؛ باارزشتر و درخشانتر از گرانقیمتترین مدالهای طلا. اینجا ایران است و همەی مردم باهم روی سکوی قهرمانی جهان ایستادهاند.
حتما به او گفتهاند تو را چه به کار امدادی یا در گوشش خواندهاند تو ورزشکاری باید فکرت میانهی میدان باشد.
اما مگر وقتی پای ایران در میان است فرقی میکند در چه میدانی قدم میگذاری؟
اصلا مگر غیر این است که او به شوق گرداندن پرچم و بوسه بر روی آن،مبارزه میکرد تا مدال طلا را به دست بیاورد.
یک روز میدان مبارزهی او سالن و دایرهی تکواندو بود و حالا میدان او در میانهی آوارهای کشوریست که بعد از مدالهای طلای او،سرود ملیاش طنین انداز میشد.
🍃اکرمخدابنده ثابت کرد کاپیتان است.برخلاف آن دخترک چموشِ مدال برنز المپیک به دست آورده که به او لقب کیمیای ایران دادند، اما هفتههایی که گذشت در اروپا در کنار سایر وطنفروش ها التماس میکرد که آمریکا به ایران حمله کند.
بالاخره فرق است بین کسی که ایران را میفهمد و کسی که ایران برایش یک پله است و خوش به حالت خدابنده که پای کار وطن ماندی حتی در وسط آوار‼️
اگر مسجد بزنند
خانههایمان را مسجد میکنیم
اگر بسیج بزنند
خانههایمان را بسیج میکنیم
اگر سرباز بزنند سرباز میشویم
اگر خانههایمان را بزنند
در خیابان خانه میکنیم
اگر آتشمان بزنند شعله میشویم و
میسوزانیم
اگر داغمان زنند حماسه میشویم .
خاکستر ما حتی در باد، در گلوی کودکخوار
و کودککشتان گیر میکند . 🚫 !
ما را در روضه شیر دادهاند،
در روضه خواباندهاند
و وقت تولد در کاممان تربت نهادهاند .
ما همانیم که حسین در کربلا به یاری
صدایمان زد ؛
لبیک ما را از سال 1447 قمری،
از 1404 شمسی، از 2026 میلادی بشنوید .
- ۲.۷k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط