{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هشتم ستاره من

پارت هشتم ستاره من

آی رفت خونه ایچیگو سایتو گفت سلام آی هم گفت سلام دارم از خستگی پاره میشم ایچیگو سایتو گفت پس برو بخواب که فردا ملی کار داریم میخوام سوپرایزت کنم آی گفت باشه
فردا صبح:
آی صبح بخیر ایچیگو سایتو گفت صبح بخیر آی گفت خب چیکارم داشتی ایچیگو سایتو گفت تو قراره داخل یک فیلم با هیکارو کار کنی آی گفت واقعا کلی هم ذوق زده شد گفت کی ایچیگو سایتو گفت باید کلی با هیکارو تمرین کنی آی گفت کجا باید تمرین کنم ایچیگو سایتو گفت فقط یک ماه وقت دارید آی گفت کجا باید تمرین کنم ایچیگو سایتو گفت اصلا تو گوش میدی که من چی گفتم آی گفت معلومه که گوش میدم ایچیگو سایتو گفت که آی بای کجا تمرین کنه آی هم رفت اونجا وقتی هیکارو رو دید چشماش برق زد و یک لبخنده فرشته توی صورتش گرفت هیکارو وقتی آی رو دید که اینجوری لبخند میزنه نتونست زل زدن به آی رو تموم کنه آی رفت پیش هیکارو و گفت چیزی شده؟ هیکارو با گونه ی سرخ بلند گفت نه هیچی نشده آی گفت خب بیا حالا تمرین کنیم هیکارو گفت باشه بعد از کلی تمرین آی و هیکارو خسته شدند آی گفت دلم آبمیوه میخواد هیکارو گفت الان میخرم میام آی گفت باشه خوشحال میشم هیکارو رفت که بخره
خرید و اومد آی گفت وای خریدی خیلی ازت ممنونم امروز خیلی بهم خوش گذشت هیکارو داشت میگفت منم همینطور که ایچیگو سایتو اومد گفت آی بیا بریم خونه کلی کار دارم بعدشم امروزو نرفتی مدرسه و کلی درس داری آی گفت باشه الان میام آی به هیکارو گفت خداحافظ هیکارو به آرومی گفت خداحافظ....... ادامه دارد
90 تایی شدم 100 تایی شدم پارت نهم رو میزارم
دیدگاه ها (۲)

چه᰷ س݀خ᰷ت݀ه ݀م᰷ر݀گ ݀گل᰷ ب݀ر᰷݀ا᰷݀ی᰷݀ گل᰷݀دو᰷݀ن᰷݀

-و اما ما.... متعلق به این زمان و مکان نبودیم:)

پارت هفتم ستاره منآی گفت سلام همون موقعی که هیکارو داشت میگف...

شׅׄما ׅׄׄمیׅرׅفتׄیׅنׄ مׅدׄرسׅه ׅکׄه ׅدکׄتׅر بׄشیׅنمׅׄا میׅׄׄ...

پارت دهم ستاره منبعد سفارش و خوردنش آی گفت : رئیس خیلی بوی ا...

پارت پنجم ستاره منآی رفت خونش که ایچیگو سایتو بهش گفت چرا با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط