آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.
دیدگاه ها (۳)

ﺳﺨﺖ اﺳﺖ ﻏﺮق ﺷﺪن در روزﻫﺎی ﭘﺮ از ﺗﮑﺮار و ﺗﻔﮑﺮاﺗﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺧﺴﺘﮕﯽ ...

ولادت حضرت امام  محمد باقر علیه السلام مبارک بادحکم ابن عتبه...

Three things in life that are never certainسه چیز در زندگی پ...

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط