{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
دیدگاه ها (۲)

اگر روزی رسیدی که من نبودم تمام وصیتم به تو این است :"خوب بم...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

می شودمن بغض کنمتوبگویی:مگر خدایت نباشدکه تو اینگونه بغض کنی...

... سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط