{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عرفه

#عرفه
تشنه لب در آب رفتم، این سخن با خویش گفتم

من چگونه آب نوشم، شاه را عطشان ببینم😭 😭 😭 😭


مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم که باید
راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم


می‌خواستم راه نزدیکی بروم، از میان نخلستان رفتم.
لیک از شمشیر دشمن قطع شد دست علمگیر از یسار و از یمینم 😭 😭 😭 😡 😡


وجود نازنین حضرت ابالفضل مشک را به دندانش گرفت.😭


اما دلم خوش بود آب دارم. وقتی خیمه می‌روم سکینه جلو می‌‌آید و می‌گویم ، عموجان اگر دست ندارم، آب برایتان آوردم.😭 😭


ناگهان دیدم که در ره ریخت آب و سوخت جانم
تیر زد بر مشک آن خصمی که بود اندر کمینم😭 😭 😭 😭


همین که آب روی زمین ریخت دیگر امید ابالفضل نا امید شد 😭


دیگر از دیدار اطفال حسین شرمنده بودم گفتم: بروم چه بگویم ❓ نه دست دارم و نه آب دارم 😭 دیگر از دیدار اطفال حسین شرمنده بودم
تیر زد دشمن به چشمم تا که طفلان را نبینم 😭 😭 😭


گفتم اکنون خوب شد، خوب است برگردم به خیمه
ناگهان بر سر فرود آمد عمود آهنینم 😭 😭 👇 👇


اینجا بعضی‌ها می‌گویند 👈 فاطمه زهرا بغل باز کرد برای حضرت ابالفضل😭


واسطه امروز ما بعد از محمد و آل محمد، امام حسین، قمر بنی هاشم، ابالفضل العباس است. خدا را قسم می‌دهیم به آبروی این آبرودار در خانه اهل‌بیت امروز احدی را از در خانه‌اش، نا امید برنگرداند
دیدگاه ها (۵)

‏تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدما عوض میشه، یهو م...

️هزار حج️هزار عرفه ️هزار قربانیهزار لبیک ️هیچ است....

#عرفهنکته چهارم این است که 👈 التماس⚡ ️ واسطه ⚡ ️می‌خواهد 🍃 ...

#عرفهبعد امام حسین در ادامه می‌فرماید 👈 مَا ذَا وَجَدَ مَنْ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط