{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم

میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم
میبوسمت اگر چه که مال تو نیستم

جز من، شکارِ هر چه که آهوست در سر است
گویی فقط منم که غزال تو نیستم

در باغ سیب خاطرِ تو روی شاخه ها
حتی به بخت میوه ی کال تو نیستم

خوشبخت برف که بنشیند به شانه ات
بد بخت من که دُورِ تو شال تو نیستم

گیرم که یوسفم! وَ به چاهم! چه فایده
وقتی درون گونه ی چال تو نیستم

در نقشه ها همیشه تو بالاتر از منی
من هر قَدَر که سبز! شمال تو نیستم

میرانی ام به اینکه حرامم به تو ولی
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم...!
دیدگاه ها (۵)

.چشم مستت از غزل دیوانہ می سازد مرامستیت در شاعرے ...

عاقبت دلبر مرا گریاند و رفت بی وفایی را به من فهماند و رفت د...

همدم یار شدن دیده تر می خواهد پیر میخانه شدن اشک سحر می خواه...

ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط