این روزها بغض هایم سنگینی میکند..اماتنهایم تنهاترازهمیشه
این روزها بغض هایم سنگینی میکند..اماتنهایم تنهاترازهمیشه چرادیگراشکهایم رانمیبیند؟؟چرا اشکهایم برایش عادت شده است؟؟مگرنگفته بوددیگراشکهایت رانبینم!دنیایم خراب میشود؟؟مگرنگفته بودتنهایم نمیگذارد!چرابازهم من ماندم ودنیایی سوال که مگرمن چه بودم برایش..؟حالا بازهم من مانده ام وبغضهایم همین..واین یعنی دوست داشتن آدمها ازته دلت به دارآویختن خودت است این روزهاآدمها شایدبگوینددوستت دارندامافقط بازی لبهایشان است ازته دل گفتنی وجودنداردچون قلبی درسینه شان نیست..
- ۶۴۸
- ۱۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط