{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکارچی

*شـــکــارچـــی*

#پارت 1 (مقدمه)

افراد قدرتمندی در هر کشوری وجود دارند که شاید قدرتشون حتی از افراد دولت هم بیشتر باشه.اونها هرکسی که جلوشون رو بگیره رو میکشن و قدرتشون شکست نا پذیره.بله حتما تا الان متوجه شدید که درمورد چه افرادی صحبت میکنم.درسته موفیا ها.
توی سئول موفیا هایی وجود دارن که قدرتشون از بقیه بیشتره و قدرت دست اوناست.خانواده مین،خانواده جئون،خانواده پارک.این ها بزرگترین رُئَسای موفیای سئول هستن.
هر کدوم برای خودشون جانشین هایی که دارن که عبارتند از:مین یونگی،جئون جونگ کوک،پارک چانیول.
خانواده مین و جئون هردو فقط یک فرزند دارند و خانواده پارک دو پسر.پسر ارشد پارک چانیول و پسر کوچک تر پارک جیمین.
مین یونگی(24 ساله) پسر سرد و خشن خانواده مین که از بچگی با اموزش های سخت پدرش بزرگ شده بود و یاد گرفته بود که فقط توی تاریکی اجدادیشون زندگی کنه.
جئون جونگ کوک(23ساله) هم مثل مین یونگی بزرگ شده بود اما خب اون تفریحاتی هم برای هودش داشت و کاملا غرق کار های پدرش نشده بود.
و پارک چانیول(23 ساله) .اون علاوه بر سرد بودن یه عوضی بود که بدون هیچ احساسی فقط میکشت و بهش لقب خون خار داده بودن چون زیاد از حد عاشق کشتن ادما بود و دست راست پدرش بود.اما برادر کوچکترش پارک جیمین که سه سال از خودش کوچیک تره کاملا متفاوت بود.اون تاحالا کسی رو نکشته بود و اصلا توی کارای موفیایی پدرش دخالت نمیکرد. اون عاشق دنس بود و دور از چشم پدرش یه دنسر عالی بود.

دنیای هر کدوم از اون ها شباهت های کمی بهم داشت اما کاملا متفاوت بود.هرکدوم داستانی جدا برای پنهان کردن داشتن.

مین یونگی،عاشق یه دختر شد و باهاش قرار گذاشت و اون رو با وجود سردیش دوست داشت. اما اون دوختر فقط برای پول یونگی باهاش بود و بعد یه مدت از کشور با یه پسر فرار کرد و رفت و از اون به بعد قلب یونگی سرد تر شد و دیگه عاشق نشد.و این موضوع رو تنها دوستش یعنی جئون جونگ کوک میدونست .
جئون جونگ کوک هم بیشتر شب هارو توی بار میگذروند و...با دخترا لاس میزد و باهاش شب هوش میگذروند.البته فکر میکرد پدرش اینارو نمیدونه اما پدرش میدونست و چیزی بهش نمیگفت.
پارک چانیول هیچ چیز پنهانی از پدرش نداشت.اما جیمین...شب ها با گروهی که توش بود توی بار و کنسرت های مختلفی اجرا میکردن اما جیمین همیشه یه ماسک مخصوص که خودش طراحی کرده بود رو میزد.یه نقاب سفید که کل صورت غیر از چشم هاشو میپوشوند و دورش برگ های ضریف ابی داشت.چون موهای خودش هم ابی بود.و به همین ‌دلیل به جیمین لقب «الماس نقاب دار» رو داده بودن .و یه دوست هم همسن خودش داشت که اسمش تهیونگ بود.و این هم خودش جرم حساب میشد چون پدرش فکر میکرد اگه با ادم هایی غیر از افراد موفیا دوست باشه براش خطرناکه و ممکنه دردسر درست کنه.

اما خب تهیونگ بر خلاف همه اینا پسری اروم و جذاب بود که بیشتر وقتش رو توی کتابخونه میگذروند و البته توی گروهی که جیمین توش بود هم ویالون میزد.و تنها کسی بود از چهره پشت نقاب جیمین خبر داشت.
دیدگاه ها (۱)

*شـــکــارچـــی*#پارت2سئول 3 اپریل ساعت 12:00شبامشب یکی دیگه...

ژانر:موفیایی،عاشقانه،درام،اکشن(یکم)شخصیت ها:کیم تهیونگ،پارک ...

دوستان یه فیک نوشتم که تهکوک و یونمین مایلید بزارمش؟

کیم نامجون کیم سوکجینمین یونگیجان هاسوکپارک جیمینکیم تهیونگ ...

#بی_تی_اس #کیم_نامجون #کیم_سوک_جین #مین_یونگی #جانگ_هوسوک #پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط