𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:39
جونگکوک یک قدم عقب تر رفت..
-پسرم؟
مرد چیزی نگفت
-من مال تو نیستم، کیم
+پس چرا وقتی بوسیدمت سریع پسم نزدی؟
سکوت اتاق را فرا گرفت...
-نمیدونم...
+تو دوسم داری...
-اینطور نیست-
+دقیقا همینطوره!
کیم گونه جونگکوک را لمس کرد..
+چرا نمیبینی عاشقت شدم؟..
-تو به این میگی عشق؟
+اگر عشق نیست... پس چیه؟..
-هوس...
+اگر تو اسم اینو میزاری هوس... پس من حاضرم برای این هوس هرکاری بکنم..
-مثلا چیکار...
+بخاطرت دنیا رو به آتیش میکشم، سنجاقکم...
جونگکوک به چشمان مرد مثلا عاشق رو به رویش خیره شد... سعی کرد فریب و دروغ را از چشمانش بخواند.. ولی اون عوضی یک بازیگر حرفه ای بود..
پسر لبخندی زد..
-پس قاتل مادرم رو پیدا کن...
+چ.. چی گفتی..
-حرفم واضح بود.. خودت گفتی بخاطرت هرکاری میکنم..
کیم قدمی عقب رفت و لبه تخت نشست.. خنده ای آهسته سر داد..و فقط خودش بود که از آشفتگی و خشم درونش خبر داشت..نگاهش را از پسر گرفت..
-اگر قاتل مادرم پیدا بشه.. قبول میکنم مال تو باشم
+قبوله..
-چی-
+قاتل مادرت رو پیدا میکنم.. و بعدش...
کیم دوباره به جونگکوک نگاه کرد... اما انگار این بار مصمم و جدی بود.
+مال من میشی، سنجاقکم..
آهسته خندید
+شاید تا اون موقع عاشقم هم بشی،بچه
جئون خواست حرفش را بزند که صدای تلفن کیم بلند شد.
گوشی را از جیبش بیرون آورد و بدون نگاه کردن به اسم مخاطب جواب داد.
×گفتی بیام عمارت ولی خودت نیستی.. کدوم جهنمی ای تو
+دارم میام
و اجازه حرف زدن را به شخص پشت خط نداد.. بلند شد و کتش را مرتب کرد..
-کجا میری..
+شنیدی که..میرم عمارت
-به شرطی که کذاشتی خوب فکر کن.. فقط سه ماه بهت فرصت میدم..
کیم پوزخندی زد
+یکم زیاده... ولی باشه..
بوسه ای روی گونه پسرک کاشت.
+بعدا میبینمت، سنجاقکم..
و سمت در رفت و از آن بیرون رفت.
______________________________________________
شرایط پارت بعد:
لایک: 55
کامنت: 57 (استیکر اصلا قبول نیست، نظر واقعیتونو بگین خوشگلا)
بازنشر: 21
part:39
جونگکوک یک قدم عقب تر رفت..
-پسرم؟
مرد چیزی نگفت
-من مال تو نیستم، کیم
+پس چرا وقتی بوسیدمت سریع پسم نزدی؟
سکوت اتاق را فرا گرفت...
-نمیدونم...
+تو دوسم داری...
-اینطور نیست-
+دقیقا همینطوره!
کیم گونه جونگکوک را لمس کرد..
+چرا نمیبینی عاشقت شدم؟..
-تو به این میگی عشق؟
+اگر عشق نیست... پس چیه؟..
-هوس...
+اگر تو اسم اینو میزاری هوس... پس من حاضرم برای این هوس هرکاری بکنم..
-مثلا چیکار...
+بخاطرت دنیا رو به آتیش میکشم، سنجاقکم...
جونگکوک به چشمان مرد مثلا عاشق رو به رویش خیره شد... سعی کرد فریب و دروغ را از چشمانش بخواند.. ولی اون عوضی یک بازیگر حرفه ای بود..
پسر لبخندی زد..
-پس قاتل مادرم رو پیدا کن...
+چ.. چی گفتی..
-حرفم واضح بود.. خودت گفتی بخاطرت هرکاری میکنم..
کیم قدمی عقب رفت و لبه تخت نشست.. خنده ای آهسته سر داد..و فقط خودش بود که از آشفتگی و خشم درونش خبر داشت..نگاهش را از پسر گرفت..
-اگر قاتل مادرم پیدا بشه.. قبول میکنم مال تو باشم
+قبوله..
-چی-
+قاتل مادرت رو پیدا میکنم.. و بعدش...
کیم دوباره به جونگکوک نگاه کرد... اما انگار این بار مصمم و جدی بود.
+مال من میشی، سنجاقکم..
آهسته خندید
+شاید تا اون موقع عاشقم هم بشی،بچه
جئون خواست حرفش را بزند که صدای تلفن کیم بلند شد.
گوشی را از جیبش بیرون آورد و بدون نگاه کردن به اسم مخاطب جواب داد.
×گفتی بیام عمارت ولی خودت نیستی.. کدوم جهنمی ای تو
+دارم میام
و اجازه حرف زدن را به شخص پشت خط نداد.. بلند شد و کتش را مرتب کرد..
-کجا میری..
+شنیدی که..میرم عمارت
-به شرطی که کذاشتی خوب فکر کن.. فقط سه ماه بهت فرصت میدم..
کیم پوزخندی زد
+یکم زیاده... ولی باشه..
بوسه ای روی گونه پسرک کاشت.
+بعدا میبینمت، سنجاقکم..
و سمت در رفت و از آن بیرون رفت.
______________________________________________
شرایط پارت بعد:
لایک: 55
کامنت: 57 (استیکر اصلا قبول نیست، نظر واقعیتونو بگین خوشگلا)
بازنشر: 21
- ۳۹۷
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط