گرچه بسر دویده ام/ آبله پای غفلتم بس که شکسته استخوان /سر
گرچه بسر دویده ام/ آبله پای غفلتم بس که شکسته استخوان /سرمه چشم عبرتم گرچه شکسته زیستم/نیت عیان که کیستم کولی گول غربتم/لولی لول حسرتم نیست درون کوله ام/غیر دل شکسته ای دل بگشا بروی من/نامه رسان غربتم زخم فراق آنچنان/سوخت مرا که بی گمان گرده تازیانه را/سرخ کند جراحتم رفته چو از نماز من/راز من و نیاز من رنگ گرفته این غزل/با عرق خجالتم...
- ۳۳۰
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط