واکنششون وقتی خیر حاملگی رو با یه روش خلاقلانهتو جوراب
واکنششون وقتی خیر حام..لگی رو با یه روش خلاقلانه(تو جورابشون جوراب بچه میزاری) بهشون میدی
یونگی:اتتتتت
+بله؟
یونگی:تو حامله اییییی
+ا..اره
یونگی:(ذوق)دختره یا پسر
+هنوز یک ماهشهههه
جیمین
فکر میکنه چون کوچولوعه داری مسخرش میکنی
جیمین:آت....
+ها؟
جیمین:به نظرت این سایز پای منه؟
+نه...
جیمین:پس چرا گذاشتی تو جورابم؟من کوچولو نیستم
+اره....یکی کوچولو تر از تو ۹ ماه دیگه قرارع بیاد تو دنیامون...
جیمین:ت..تو حامله ای؟
+اره ^^
جیمین:وای پرنسسممممم
تهیونگ
به این فکر میکنه که تو این ۹ ماه نمیتونه با آت راب..طه داشته باشه
ته:پرنسسم نمیتونمممم
+باید بتونی
ته:آخه ما هرشب....چجوری ۹ ماه نکنمممم
+اره هرشب بزور....دیگه تبدیلم کردی به غار...
ته:پس وقتی بدنیا اومد میخوام هر شب دوبار...ارعععع
+نههعع
جونگکوک
کوک:ا..آتتتت
+ها؟
کوک:این چیههه
+جوراب بچه
کوک خب کور که نیستم...واسه چی اینجاست
+یعنی نفهمیدی؟
کوک:نه...
+میدونستم نفهم تر ازین حرفایی...من حاملم مردک...
کوک:واقعااااا(ذوق)
که یهو ذوقش میپره
کوک:نکنه...بیاد شیرموزامو میخورههههههه
نامجون
میدونست حامله ای و دقیقا همون موقعی که جورابو گذاشتی تو جورابش قبل پوشیدن اومد بهت گفت که میدونه
نامی:تو که هیچی بلد نیستی...حداقل بچمو کتاب خون میکنممم
+حتماااا
جیهوپ
یه جوری خوشحالی میکنه انگار نشادور رفته توش🤣🙃💔
یونگی:اتتتتت
+بله؟
یونگی:تو حامله اییییی
+ا..اره
یونگی:(ذوق)دختره یا پسر
+هنوز یک ماهشهههه
جیمین
فکر میکنه چون کوچولوعه داری مسخرش میکنی
جیمین:آت....
+ها؟
جیمین:به نظرت این سایز پای منه؟
+نه...
جیمین:پس چرا گذاشتی تو جورابم؟من کوچولو نیستم
+اره....یکی کوچولو تر از تو ۹ ماه دیگه قرارع بیاد تو دنیامون...
جیمین:ت..تو حامله ای؟
+اره ^^
جیمین:وای پرنسسممممم
تهیونگ
به این فکر میکنه که تو این ۹ ماه نمیتونه با آت راب..طه داشته باشه
ته:پرنسسم نمیتونمممم
+باید بتونی
ته:آخه ما هرشب....چجوری ۹ ماه نکنمممم
+اره هرشب بزور....دیگه تبدیلم کردی به غار...
ته:پس وقتی بدنیا اومد میخوام هر شب دوبار...ارعععع
+نههعع
جونگکوک
کوک:ا..آتتتت
+ها؟
کوک:این چیههه
+جوراب بچه
کوک خب کور که نیستم...واسه چی اینجاست
+یعنی نفهمیدی؟
کوک:نه...
+میدونستم نفهم تر ازین حرفایی...من حاملم مردک...
کوک:واقعااااا(ذوق)
که یهو ذوقش میپره
کوک:نکنه...بیاد شیرموزامو میخورههههههه
نامجون
میدونست حامله ای و دقیقا همون موقعی که جورابو گذاشتی تو جورابش قبل پوشیدن اومد بهت گفت که میدونه
نامی:تو که هیچی بلد نیستی...حداقل بچمو کتاب خون میکنممم
+حتماااا
جیهوپ
یه جوری خوشحالی میکنه انگار نشادور رفته توش🤣🙃💔
- ۱.۴k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط