{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو سر بنه به بالین

رو سر بنه به بالین
تنها مرا رها کن
ترک من خراب
شبگرد مبتلا کن

ماییم و آب دیده
در کنج غم خزیده
بر آب دیده ی ما
صد جای آسیاب کن

ماییم و موج سودا
شب تا به روز تنها
خواهی برو ببخشا
خواهی بیا جفا کن

دردی است غیر مردن
آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم
کاین درد را دوا کن؟!
دیدگاه ها (۳)

درد ناگفته زیاد استولی محرم نیست

آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگرانتظار مددی از کرم باران نی...

ای دل!!به سرد مهری دورانصبور باش!!

ما را اندوهی کشتکه با هیچکس نگفتیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط