{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز ده

ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز ده
گر او نمی‌آید بگو ، آن دل که بردی باز ده

افتاده‌ام در کوی تو ، پیچیده‌ام بر موی تو
نازیده‌ام بر روی تو ، آن دل که بردی باز ده

بنگر که مشتاق توام ، مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام ، آن دل که بردی باز ده

ای دلبر زیبای من ، ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من ، آن دل که بردی باز ده

ما را به غم کردی رها ، شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما ، آن دل که بردی باز ده

تا چند خونریزی کنی ، با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی ، آن دل که بردی باز ده

از عشق تو شاد آمدم ، از هجر آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم ، آن دل که بردی باز ده🌷
مولانا🌷
 

#رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۱)

همه چیزهای از دست رفتهیک روز برمی گردنداما درست وقتی که یاد ...

شاد باشبه خاطر سوگندی کهبرای احیای عدالت یاد کردینه یک روز ب...

#رمضان_کریم🌙🌹🍃 #عکس_نوشته_عاشقانه

من فکر میکنمکه پشت همه‌ی تاریکی‌هاشفافیت شیری رنگ حیات استای...

عشق شرطی

#شعر_قدیمی ✨بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدمدر من نگر در م...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط