{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت5

پارت5
یا حرف میزدن و یا میرقصیدن صدای همهمه میان مردم جمع شده بود لوسیفر:«باشه بریم»
الستور دست لوسیفر رو گرفتن و لوسیفر که سرخ شده بود و اروم اروم راه میرفت الستور با تعجب پرسید:«چیزی شده اردک»لوسیفر چیزی نگفت و نگاهش به دست خودش و الستور و جلب شده بود الستور بی توجه بود وقتی به بار رسیدند الستور دست لوسیفر و ول کرد صندلی روبه عقب کشید:«بفرما»لوسیفر اروم نشست و چیزی نگفت الستور هم نشستن و سکوت کرده بودند
_:«تو به من حس داری»
:«لوسیفر داری چی میگی منو تو فقط دوستیم»
لوسیفر چیزی نگفت و الستور خیلی استرس داشتم و حول بود الستور یه ویسکی سفارش داد:«اگه ویسکی بخوری هرچی که اتفاق بیوفته از یادت میره»الستور با خودش گفت:«حداقل میتونم حسی که ب تو داری و اعتراف کنم(تو ذهنش گفتاااا)»
«بعد چند دقیقه»...
.
.
the end 🎀
.
.
پارت بعدی تا 15 تا لایک😆پایان پارت 5
دیدگاه ها (۰)

فرشته طرد شده و اهریمن رادیو (Fallen Angel and Radio Demon)

اونارو من پیدا کردم...فقط مشکل اینجانست که سه نفرن❤️🫂 https:...

فرشته طرد شده و اهریمن رادیو (Fallen Angel and Radio Demon)

فرشته طرد شده و اهریمن رادیو (Fallen Angel and Radio Demon)

الستور،سرشو برد توی موهای لوسیفر و نفسی عمیق کشید،عطر موهای ...

♣️وقتی رسیدن خونه،جو به قدری سنگین بود که هیچ کدوم حتی نمیتو...

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط