زندگی نامه چو فوجیوارا🫐🦋💜
زندگی نامه چو فوجیوارا🫐🦋💜
نام: در راه "رسیدن به خواسته"
Part 2
----------.........-------------.......-----------
از زبان من( چو)
الان ی ماه از وقتی که دوازده سالم شده میگذره هفته آینده به ژاپن میریم به خاطر کار بابام...
نکته: بابای چو خونه میسازه ( اصلا از روی واقعیت نگفتم😌🗣)
واقعا نمیدونم باید چی کار کنم الان دارم وسایلمو جمع میکنم میخوام برم با دوستام خدافظی کنم فک کنم قراره خيلي دیگه باز به زبان پارسی حرف بزنم... حس عجیبی دارم... ولی باید روحیه داشته باشم! من ادم اجتماعی ای هستم! حتما اونجام دوست پیدا میکنم!
-- دخترم بیا بریم!
(حال ندارم وقتی داره از دوستاش خدافظی میکنه بنویسم ببخشید🌚 )
"دو هفته بعد"
خدای منننن اینجا چه قدر بزرگه!
چو: بابا این واقعا خونه جدیدمونه؟؟؟؟
-- اره دخترم خوبه؟
چو: خب خوبه ولی چون وسط جنگله نمیشه شب بیرون رفت!
(این نکته یادتون بمونه وسط جنگل!)
هففف( خمیازه ) خیلی خوابم میاد میرم بخوابم
شب بخیر مامان شب بخیر بابا و شب بخیر داداش! دوستون دارم!
"وارد اتاقش شد"
وای خدای مننن چه اتاقه قشنگییی دقیقا مثل اتاق قبلیم همرو یاسی چیدم ولی ویو پنچرم به ی باغ گل گیری سیرینه!
عاااا فکر کنم اسمش ویستوریا بود!
توی مدرسه در بارش خوندم شبیه یاسه ولی این گل سمیه خیلیییییییییییی این گلو دوست دارم!
عا داره دیر وقت میشه بهتره بخوابم
" خوابید"
ادامه دارددد
پارت بعد امروز میدم احتمالا 😝
نام: در راه "رسیدن به خواسته"
Part 2
----------.........-------------.......-----------
از زبان من( چو)
الان ی ماه از وقتی که دوازده سالم شده میگذره هفته آینده به ژاپن میریم به خاطر کار بابام...
نکته: بابای چو خونه میسازه ( اصلا از روی واقعیت نگفتم😌🗣)
واقعا نمیدونم باید چی کار کنم الان دارم وسایلمو جمع میکنم میخوام برم با دوستام خدافظی کنم فک کنم قراره خيلي دیگه باز به زبان پارسی حرف بزنم... حس عجیبی دارم... ولی باید روحیه داشته باشم! من ادم اجتماعی ای هستم! حتما اونجام دوست پیدا میکنم!
-- دخترم بیا بریم!
(حال ندارم وقتی داره از دوستاش خدافظی میکنه بنویسم ببخشید🌚 )
"دو هفته بعد"
خدای منننن اینجا چه قدر بزرگه!
چو: بابا این واقعا خونه جدیدمونه؟؟؟؟
-- اره دخترم خوبه؟
چو: خب خوبه ولی چون وسط جنگله نمیشه شب بیرون رفت!
(این نکته یادتون بمونه وسط جنگل!)
هففف( خمیازه ) خیلی خوابم میاد میرم بخوابم
شب بخیر مامان شب بخیر بابا و شب بخیر داداش! دوستون دارم!
"وارد اتاقش شد"
وای خدای مننن چه اتاقه قشنگییی دقیقا مثل اتاق قبلیم همرو یاسی چیدم ولی ویو پنچرم به ی باغ گل گیری سیرینه!
عاااا فکر کنم اسمش ویستوریا بود!
توی مدرسه در بارش خوندم شبیه یاسه ولی این گل سمیه خیلیییییییییییی این گلو دوست دارم!
عا داره دیر وقت میشه بهتره بخوابم
" خوابید"
ادامه دارددد
پارت بعد امروز میدم احتمالا 😝
- ۳۱۲
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط