{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من حکایت کسی است: که عاشق دریا بود! اما قایق نداشت!

حکایت من حکایت کسی است: که عاشق دریا بود! اما قایق نداشت! دلباخته سفر بود! اما همسفر نداشت! حکایت کسی بود که زجر کشید! اما زجه نزد! زخم داشت اما ننالید! گریه کرد، اما اشک نریخت! حکایت من حکایت کسی بود که پراز فریاد بود اما سکوت کرد...!!!
دیدگاه ها (۱)

عشـــــق مثل آب میـــمونہ کہ میتونــے توے دســــتت قایــــمش...

مَــــــــــ♡ـــــــــن

برای دیدن زیبایی، نیازی به بینایی نیست..خیلی چیزها را میشود ...

سلام ضامن آهو....ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡﺩﺳﺖ ﻣــﻦ ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

🍓 تصاویر بعد رو بعد خوندن پارت ببینید 🍓توت فرنگی کوچولوی من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط