{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"حسین جان"

"حسین جان"

نوبت روضه ی گودال شد ؛ از غربت تو
شمر تعزیه نشست در وسط صحنه گریست
دیدگاه ها (۲)

وسط روضه یکی گفت به گوش پدرمخوش به حال پسری که پدرش سینه زن ...

چشم حیران به سوی هر نیزه/رفته در خاک تا کمر نیزه رأس خورشید ...

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماستاحساس می کنیم که دو عالم گدای ...

برگـــــرد که بـر بـــــهارمان میخـــــندند یڪ عده بـــــه ح...

⁨اگه طاقت روضه‌ی سنگین ندارى،رد شو💔.تمام غربت عالم در همين گ...

به هر کههرچه داشتی بخشیدیحتی تیر‌ها هماز پیکرتخون نوشیدند🥀🥀د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط